جمعى از علما

631

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

طبع پس أو را بيان نكرديم . وامّا قياس استثنائي بر دو قسم است : يكى اتّصالى دوّم انفصالى . اتّصالى آن است كه مركّب باشد از متّصله لزوميّه با وضع مقدّم وآن را نتيجهء وضع تالي باشد چنانكه گويى اگر اين جسم انسان باشد حيوان باشد لكن أو انسان است پس حيوان است ويا مركّب باشد از متّصله لزوميّه با رفع تالي وآن را نتيجة رفع مقدّم باشد چنانكه در مثال مذكور لكن أو حيوان نيست پس أو انسان نيست . وامّا انفصالى آن است كه مركب باشد از منفصلهء حقيقيّه با وضع أحد جزئين ، پس أو را نتيجة رفع آن ديگر باشد يا با رفع أحد جزئين ، پس أو را نتيجة وضع جزء ديگر باشد پس أو را چهار نتيجة باشد چنانكه گويى اين عدد يا زوج است يا فرد ، لكن فرد است پس زوج نيست ، لكن زوج است پس فرد نيست ، لكن فرد نيست پس زوج است ، لكن زوج نيست پس فرد است . ويا مركّب باشد از منفصلهء مانعة الجمع با وضع أحد جزئين أو را نتيجة رفع جزء ديگر باشد ، پس أو را نتيجة دو است چنانكه گويى اين جسم يا شجر است يا حجر ، لكن شجر است پس حجر نيست ، لكن حجر است پس شجر نيست . ويا مركّب باشد از منفصلهء مانعة الخلو با رفع أحد جزئين وأو را نتيجهء وضع جزء ديگر باشد پس نتيجهء أو نيز دو است چنانكه گويى : زيد يا در دريا است يا غرق نمىشود ولكن در دريا نيست پس غرق نمىشود لكن غرق شده پس در دريا است . ومثال ديگر نيز چنانكه گويى : اين جسم يا لا شجر است يا لا حجر ، لكن شجر است پس لا حجر باشد لكن حجر است پس لا شجر باشد .